تبليغاتX
نگاه و پلک و دنیایی دیگر و اشاره ها
واژه نامه ی یکصدو ۲۹ ـ تق تق باز کن که تا ته عواقب را روشنم

به سوی میروم که ردپاهای محسوس تری را بینا باشم

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 14:59  توسط علی ( واژه فروش )  | 

واژه نامه ی یکصدو ۲۸ـ ستاره ها

آه آنزمان که تا لاله های گوشم نفس هایت را در دریای وجودم صید میکردم

تنها در اندیشه ی خواب نقره یی ستاره ها پر می کشیدم!

مانند رودی جاری بسمت آنطرف های بی بال و آرام

آویز از شاخ و برگ های درختان و صدایی که تکرارش در آشیانه خالی ست

باید به دوباره ها بالید

تنها با دوباره ها می توان خزید در تن رشد و تغییر و تحمل

بگذار روبروی چشمانت مدتها بچرخم

من از دیار غریب تصادف بی بهره ام

سحر را می طلبم با مرکبی برنگ قرمز و یک قلم نوک تیز!

انگار برای نوشتن هنوز وقت بی زمان سحر را می طلبد!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 1:21  توسط علی ( واژه فروش )  |